ازگ

لغت نامه دهخدا

ازگ. [ اَ ] ( اِ ) شاخ خرد. شولان. ترکه: بر هر شاخ هزارهزار ازگ است، و بر هر ازگی هزارهزار برگ. ( تفسیر ابوالفتوح رازی چ 1 ج 5 ص 177 س 7 ). رجوع به ازغ شود.

فرهنگ معین

( اَ ) [ په. ] (اِ. ) ترکه، شاخ خرد.

فرهنگ عمید

= ازغ

فرهنگ فارسی

( اسم ) شاخه های کوچک که بر تن. شاخه های بزرگ میروید ترکه شاخ خرد.

ویکی واژه

ترکه، شاخ خرد.

جمله سازی با ازگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آلکسی ناوالنی در ۱۸ ژانویه ۲۰۲۱ به کشورش بازگشت و بلافاصله در بازرسی گذرنامه در فرودگاه بازداشت شد. مقام‌های زندان فدرال روسیه نیز بازداشت وی را تأیید کردند.

💡 سازگاری چرخ را با من نبود از راه لطف چند روزی بهر ویرانی مرا آباد داشت

💡 امید سازگاری دارم از حسن جهانسوزی که نقش از خوی او چون لاله بندد بر زمین آتش

💡 وسعت تجاری کردن کشاورزی در اقتصاد روستایی نشانگر مرحله توسعه این بخش است. بازگشایی بخش عظیمی از اقتصاد روستایی تجاری شدن کشاورزی در هند را ممکن کرده‌است.

💡 در حدود ۱۷۴۵ و زمانی که ۱۴ سال داشت به عنوان دریانورد بازرگان قرارداد بست. او بر روی چند کشتی مشغول به کار شد و سپس در سال ۱۷۵۱ به مدت چهار ماه به بریتانیای کبیر بازگشت.

💡 آن ولیعهد شهنشه این ولیعهد پدر آن‌چوگل‌زاد ازگلستان این زگل‌همچون‌گلاب

نشانه یعنی چه؟
نشانه یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز