ازنو

لغت نامه دهخدا

از نو. [ اَ ن َ / نُو ] ( ق مرکب ) از سر. دوباره. مجدداً. بار دیگر. باز.

فرهنگ فارسی

دوباره

فرهنگستان زبان و ادب

{redo} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] یکی از گزینه های نوار گزینه که باعث تکرار آخرین فرمان اجراشده می شود

جمله سازی با ازنو

💡 پس از دوران رخوت موسیقی ایران، و در دورهٔ قاجاریه که بار دیگر موسیقی مورد توجه قرار گرفت، مواجهه با موسیقی کلاسیک غربی باعث شد تا تئوری موسیقی ایرانی بر اساس تئوری موسیقی غربی و روش‌های نت‌نویسی نزدیک به آن بازنویسی شود. به بیان دیگر، با تحول مقام به دستگاه، نظریهٔ ادوار نیز عملاً کنار گذاشته شد.

💡 او در سال ۱۷۹۵ آن را در قالبِ کوئینتتِ زهیِ شماره ۱ (در می بِمُل ماژور، اُپوس ۴) گسترش داد و بازنویسی کرد.

💡 از جمع مال رزق حریص آه حسرت است ازنوش غیر نیش چه زنبورمی برد

💡 همچو اویی زین کهن ترکیب ناید در وجود عنصری ازنو مگر سازند و چرخ و اختری

💡 او مبادی «دستور زایشی»[پانویس ۴۳] روسی را در ۱۹۵۸ میلادی و مدل کاربردی دستور زایشی و حسابهای دگرگون شده روسی را در سال ۱۹۶۳ میلادی هر دو را با «سوبولوا»[پانویس ۴۴] بازنوشت نمود.

💡 به وصف ذات پاکش بازم ازنو مطلعی دیگر ز شرق طبع همچون اخگر تابنده رخشان شد

نام اور یعنی چه؟
نام اور یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز