اردوگاه
مترادفها
کمپ، پادگان، اقامتگاه
متضادها
خانه، منزل
لغت نامه دهخدا
اردوگاه. [ اُ ] ( اِ مرکب ) محل اردو. مُعسکر.
فرهنگ معین
( ~. ) [ تر - فا. ] (اِمر. ) محل اردو.
فرهنگ عمید
۱. محل تشکیل اردو.
۲. محل نگه داری آوارگان و اسرای جنگی.
فرهنگ فارسی
( اسم ) محل اردو معسکر لشکر گاه.
فرهنگستان زبان و ادب
{camp} [گردشگری و جهانگردی] اقامتگاهی ارزان قیمت که مسافران با استفاده از چادر یا کاروانک در آن اقامت می کنند متـ. اردو
دانشنامه عمومی
اردوگاه به فضایی موقت جهت اسکان کمتر از یک روز و حتی یک شب گفته می شود که می توان به عنوان مکان از آن استفاده کرد که دارای امکاناتی همچون چادر، سرویس بهداشتی، دوش، رستوران و غیره می باشد.
ویکی واژه
accampamento
محل اردو.
جمله سازی با اردوگاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در پایان جنگ، باوئر توسط آمریکاییها در اتریش دستگیر شد و تا سال ۱۹۴۶ در اردوگاه اسیران جنگی زندانی بود. اندکی بعد، او به برلین بازگشت و در آنجا مشغول کار به عنوان کارگری شد که خرابههای جنگی را تمیز میکرد.
💡 مقامات یونان اعلام کردند که پناهندگان مستقر در این اردوگاه عمدتاً سوری و عراقی هستند که از اردوگاههای دیگر یونان به واسیلیکا منتقل شدهاند.
💡 عارفی گفت: با نفس خویش در خانه ی فکرت خلوت کن و ویرا از آنچه بدان مشغول است سرزنش کن و بیازار. اگر پذیرفت که هیچ وگرنه وی را به اردوگاه مردگان بر و اگر به صلاح نیامد، با تازیانه ی گرسنگیش برزن.
💡 اما حداقل یک نفر کشته و بیش از ۱۰۰ نفر زخمی شدند. روز بعد، پس از اینکه طرفداران دولت در این اردوگاه با معترضان برخورد کردند، پلیس مجبور به مداخلهشد.
💡 وی در مسابقات وزن ۶۶ کیلوگرم کشتی آزاد بازیهای المپیک تابستانی ۱۹۳۶ شرکت کردهبود. وی در سال ۱۹۴۶ توسط کمیساریای خلق در امور داخلی دستگیر شد و در سال ۱۹۴۸ در یک اردوگاه زندانیان گولاگ درگذشت.