ارجل

واژه «اَرجل» صفتی عربی است که معانی گوناگونی دارد و در زبان فارسی نیز به کار رفته است، یکی از مهم‌ترین معانی آن «مرد قوی و نیرومند» است، یعنی کسی که توان جسمی و قدرت زیادی دارد، همچنین به مردی که پاهای بزرگ و درشت دارد نیز ارجل گفته می‌شود، در کاربردی دیگر این واژه برای حیوانات، به‌ویژه اسب، به کار می‌رود و به حیوانی اشاره دارد که یکی از پاهایش سفید باشد، این ویژگی در قدیم نوعی عیب برای اسب به شمار می‌آمد، از سوی دیگر ارجل گاهی به معنای «احمق» نیز به کار رفته و بار معنایی منفی دارد، در برخی متون عربی این واژه به معنای «قوی‌تر و شدیدتر» نیز آمده است، علاوه بر این، شکل جمع آن به معنای «پاها» نیز در متون دینی دیده می‌شود، در نتیجه این واژه بسته به بافت جمله می‌تواند معانی متفاوتی داشته باشد، ارجل از واژه‌هایی است که هم در توصیف انسان و هم حیوان کاربرد دارد، و در مجموع مفهومی چندگانه شامل قدرت، ویژگی ظاهری و گاه نکوهش را در بر می‌گیرد.

لغت نامه دهخدا

ارجل. [ اَ ج َ ] ( ع ص ) قوی ( مرد ). ( منتهی الارب ). || مرد کلان پای. ( منتهی الارب ) ( مؤید الفضلاء ). بزرگ پای. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( مهذب الاسماء ). || پای سپید. اسب یکپای سفید. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ). آنکه یک پای سپید باشد از بهائم. ( زوزنی ). از بهایم آنک یک پای سپید دارد. ( تاج المصادر بیهقی ). اسبی که در یک پا علامت سفیدی داشته باشد. اسبی که یک پای او سفید باشدو سه پای دیگر غیرسپید باشند و این یکی از عیوب اسب است و نحوست تمام دارد. ( غیاث اللغات ):
جرم خورشید چو ازحوت درآید بحمل
اشهب روز کند ادهم شب را أرجل.انوری.اندر حرامزادگی از استران دهر
آن ارجل درشت سر نرم سُم توئی.خاقانی. || احمق. ( حل اللغات ). || ( ن تف ) اشدّ. قوی تر: هو اَرجل ُالرجلین؛ ای اشدّهما. ( منتهی الارب ).
- امثال:
اَرجَل ُ من حافِر؛ یعنون به الرّجلة و هی القوة علی المشی راجلاً. یقال رجل ٌ رجیل ٌ و امراءة رجیلة، اذا کانا ذاقوّتین علی المشی راجلاً. قال الشاعر:
انی اهتدیت و کنت ِ غیر رجیلة
شهدت علیک بما فعلت عیون.
ارجل ُ مِن خف؛ یعنون به خف البعیر والجمع اخفاف و هی قوائمه. ( مجمع الامثال میدانی ).
ارجل. [ اَ ج ُ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ رَجِل. پیادگان. || ( اِ ) ج ِ رِجل. پایها: الیوم نختم علی افواههم و تکلمنا ایدیهم و تشهد اَرجُلهم بِما کانوا یکسبون. ( قرآن 65/36 ). اَلَهم ارجُل یَمشون بِها اَم لهم اَید یبطشون بها. ( قرآن 7 195/ ).
ارجل. [ اُ ج َ ] ( اِخ ) شهریست استوار در ولایت قطلونیه در اسپانیا موقع آن در کنار نهر سقرة بمسافت 45 هزارگزی جنوب غربی «بویسردا». سکنه آن 5000 تن است و در آن قلعه ایست مستحکم و فرانسویان بسال 1239م. بر آنجا مستولی شدند. ( ضمیمه معجم البلدان ).

فرهنگ معین

(اَ جَ ) [ ع. ] (ص. ) ۱ - مرد بزرگ پای. ۲ - هر چهارپایی که یک پای سفید داشته باشد. ۳ - مرد نیرومند و قوی. ۴ - احمق.

فرهنگ عمید

ویژگی اسبی که یک پا یا یک دستش سفید باشد.

فرهنگ فارسی

بزرگ پا، مردب رگ پا، مردبزرگ وکامل وقوی، اسبی که یک پا یا یک دستش سفیدباشد، پاها، قدمها، جمع رجل
( صفت ) ۱ - مرد کن پای بزرگ پای. ۲ - مرد نیرومند قوی. ۳ - سپید پای اسب یک پای سفید هر چهار پایی که یک پای سفید داشته باشد. ۴ - احمق. ۵ - ( صفت ) شدیدتر نیرومندتر.
پیادگان

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی أَرْجُل: پاها
ریشه کلمه:
رجل (۷۳ بار)
(بکسر اول) پا.. با پایت قدم بزن و راه برو. جمع آن ارجل است. رجال به معنی مردان است که گذشت و نیز جمع راجل به معنی پیاده است مثل. رجال جمع راجل و راکبان جمع راکب است یعنی اگر از دشمن بیم داشتید در حال پیاده و سوار نماز بخوانید. و نیز رَجِل (به فتح اوّل و کسر دوم) جمع راجل است. با سواره و پیاده گانت بر آنها صیحه بزن. راجع به این آیه به «جلب» رجوع شود.

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز