لغت نامه دهخدا
ادخل.[ اَ خ َ ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی از دخول. درآمده تر.
ادخل.[ اَ خ َ ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی از دخول. درآمده تر.
زدن (اَ خَ. زَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) (عا. ) تخمین زدن.
در آمده تر
[ویکی الکتاب] معنی أَدْخِلْ: داخل کن
معنی أُدْخِلَ: داخل شود
ریشه کلمه:
دخل (۱۲۶ بار)
(عا.)
تخمین زدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ان اللَّه عز و جل یقول کَأَنَّهُنَّ الْیاقُوتُ وَ الْمَرْجانُ فاما الیاقوت فانه حجر لو ادخلت فیه سلکا ثم استصفیته لرأیته من ورائه.
💡 خلق آدم را منزلت خلق همگان داد، و مضاف الیه بجای مضاف نهاد. و قول جمهور مفسران در خلق و تصویر آدم (ع) آنست که: رب العزة چون خواست که آدم را بیافریند، بزمین وحی آمد که: انی خالق منک خلقا، منهم من یطیعنی، و منهم من یعصینی، فمن اطاعنی ادخلته الجنة، و من عصانی ادخلته النار.
💡 روی ابو هریرة انّ النّبی (ص) قال: «انّ سورة من کتاب اللَّه ما هی الّا ثلاثون آیة شفعت لرجل فاخرجته یوم القیامة من النّار و ادخلته الجنّة و هی سورة تبارک».
💡 ناداه ملک عن یمین العرش هذه ملائکة شداد هل لک من مفرّ قیل الّا جهنّم الّتی منها یغلی الفؤاد و استقبل روحه ملائکة العذاب قیل ادخل هذه هاویة الّتی وعدت بها فی الکتاب و کنت تنکرها فی اللّیالی و الأیّام. سوف نعزّل الّذی کان مثله و نأخذ امیرهم الّذی یحکم علی البلاد و انا العزیز الجبّار.
💡 و قال جعفر بن محمّد (ع): ادخلنی القبر و انت عنّی راض و اخرجنی من القبر الی الوقوف بین یدیک علی طریق الصدق مع الصّادقین، «وَ اجْعَلْ لِی مِنْ لَدُنْکَ سُلْطاناً نَصِیراً» زیّنی بزینة جبروتک لیکون الغالب علیّ سلطان الحق لا سلطان الهوی.