کلمه «ادب کردن» در زبان فارسی به معنای آموزش دادن و تربیت کردن کسی برای رعایت آداب، احترام و رفتارهای پسندیده است. این عبارت معمولاً به عملی اشاره دارد که در آن فردی با رفتار یا گفتار خود، دیگران را به رعایت اخلاق و نزاکت دعوت یا وادار میکند. «ادب کردن» میتواند به معنای تربیت اخلاقی و اجتماعی باشد، بهگونهای که فرد یاد بگیرد چگونه رفتار شایسته و محترمانهای در جامعه داشته باشد. در برخی موارد، این عبارت به شکلی کنایهآمیز یا حتی تنبیهی به کار میرود، یعنی بهگونهای فرد را متوجه اشتباهات خود کرده یا او را وادار به اصلاح رفتار میکنند. این مفهوم در ادبیات فارسی نیز جایگاه ویژهای دارد و در متون اخلاقی و تربیتی، «ادب کردن» بهعنوان یکی از مهمترین اصول در پرورش انسانها مطرح شده است. بهطور کلی، این عبارت هم به معنای آموزش آداب و رفتارهای نیک است و هم در مواردی به اصلاح یا هشدار برای بازگشت به مسیر صحیح اشاره دارد. چنین مفهومی ریشه در فرهنگ غنی ادب و اخلاق ایرانی دارد.
ادب کردن
لغت نامه دهخدا
ادب کردن. [ اَ دَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تأدیب. ( تاج المصادر بیهقی ). تعریک. تنبیه کردن. سیاست کردن. مؤاخذه خلاف و گناهی را:
وین دو تن دور نگردند ز بام و در ما
نکند هیچکس این بی ادبانرا ادبی.منوچهری.ادب آموز گرْت می باید
که زمانه ترا ادب نکند.؟ ( از مقامات حمیدی ).بی محابا همی کند چو خران
ادب الکندمان بغیر بزاق.انوری.هرآینه ترا ادب باید کرد. ( تجارب السلف ).
نه امروز است سودای جنون را ریشه در جانم
بچوب گل ادب کردی معلم در دبستانم.صائب.- امثال:
سگ را پیش یوز ادب کنند. ( امثال و حکم دهخدا ).
فرهنگ معین
( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) مجازات کردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - پروردن پرورش دادن تربیت کردن. ۲ - تنبیه کردن سیاست کردن.
ویکی واژه
مجازات کردن.
جمله سازی با ادب کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در دولت تو هر کس کو طعنه زند دولت بایدش ادب کردن زان دره دوغ آگین
💡 هژبرسلطان «قهرمان منظومه» برای ادب کردن دشمنی که قصد جسارت دارد، برمیآشوبد، با یک برنامه ساده و بدون هیچگونه مقاومتی از سوی دشمن، حریف قدرتمند را به بند میکشد.
💡 از قاضی احمد بادب کردن این دول نوبت بدگر ماند و دگر ماند و دگر ماند