ابرو کمانی
مترادفها
ابروی خمیده، ابروی قوسدار
فرهنگ معین
( ~. کَ ) (ص مر. ) ابرویی چون کمان و دارای خمیدگی بیش از حد معمول.
ویکی واژه
ابرویی چون کمان و دارای خمیدگی بیش از حد معمول.
جمله سازی با ابرو کمانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ز زخم دل توان دانست کان را بت ابرو کمانی در کمین است
💡 تا دچار من شده است ابرو کمانی در کمین بهر قصد جان من مژگان خود را تیر کرد
💡 دل زارم بود در صیدگاه عشق نخجیری که بر وی هر زمان ابرو کمانی میزند تیری
💡 بت ابرو کمانی از کمینی به تیرم می زند بی جرم و کینی
💡 دلم تا خستهٔ ابرو کمانیست بهر جایم بلائی در کمین است
💡 نشان سازد دل و جان منش هر جا فلک بیند بت مژگان خدنگی دلبر ابرو کمانی را
💡 شاعر در اشعار خود از زیبایی چهره معشوق با استفاده از تعبیر ابرو کمانی یاد کرده تا ظرافت و منحنی بینظیر آن را توصیف کند.
💡 در نقاشیهای کلاسیک، هنرمندان سعی میکردند تا با دقت بسیار زیاد، فرم ابرو کمانی را روی چهره مدلها ترسیم کنند تا زیبایی بیشتری یابد.
💡 نگاه او با آن ابرو کمانی و چشمهای نافذ، توانست تمام توجه حاضران را در آن مجلس باشکوه به سمت خود جلب و خیره کند.