گره بر ابرو کرد

مترادف‌ها

اخم کرد، چهره در هم کشید

متضادها

گشاده روی کردن، لبخند زدن

لغت نامه دهخدا

گره بر ابرو کردن. [ گ ِ رِه ْ ب َ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تند شدن. ( آنندراج ). خشمگین گشتن:
چرخ کمانهای سزاوار زه
بر مه نو کرده بر ابرو گره.میرخسرو ( از آنندراج ).

جمله سازی با گره بر ابرو کرد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صید صیادی نگردیدیم، تا کی می توان خویش را همچون گره بر حلقه ی هر دام بست

💡 تازه رو باش و مینداز گره بر ابرو به کدورت نتوان خورد می روشن را

کلمات مرتبط