کلمهی «بُغرَنج» در فارسی به معنای پیچیده، دشوار، یا نامفهوم است. این واژه در فارسی معمولاً برای بیان موقعیتها، مسائل یا مفاهیمی به کار میرود که درک یا حل آنها آسان نیست. از نظر معنایی، بغرنج بیشتر بار رسمی و ادبی دارد و در گفتوگوهای روزمره کمتر استفاده میشود. در متون فلسفی، علمی یا تحلیلی، این واژه برای اشاره به موضوعاتی با جنبههای چندلایه و مبهم به کار میرود. «بغرنج» گاهی هم برای توصیف روابط انسانی، معماها یا وضعیتهای اجتماعی پیچیده استفاده میشود. از نظر دستوری، صفت است و معمولاً در ترکیب با واژههایی مانند «مسئله»، «وضعیت» یا «موضوع» میآید (مثلاً: مسئلهای بغرنج). از لحاظ سبکی، واژهای جدی و فخیم است و در ادبیات رسمی و نوشتاری جلوهی خاصی دارد. هممعنیهای آن عبارتاند از: پیچیده، دشوار، غامض و درهم.
بغرنج
لغت نامه دهخدا
بغرنج. [ ب ُ رَ ] ( ص ) سخت. مشکل. عظیم سخت. بسیار درهم، چون معمایی صعب. پیچ در پیچ. برهم، درهم. ملتبس. پیچیده. معمایی. صاحب تعقید. معقد. مغلق. جاویده ( در تکلم ). نامفهوم. نارسا. ( یادداشت لغت نامه ).
فرهنگ معین
(بُ رَ ) ( اِ. ) مشکل، دشوار.
فرهنگ عمید
درهم وبرهم، مشکل، پیچیده، دشوار، نارسا.
فرهنگ فارسی
مشکل، پیچیده، درهم وبرهم، دشوارونارسا
( اسم ) مشکل دشوار پیچ در پیچ نارسا.
ویکی واژه
مشکل، دشوار.
جمله سازی با بغرنج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گیاهان از بیماریهایی آسیب میبینند که عوامل آنها به عوامل بیماریها در انسان و جانوران شباهت دارند؛ گرچه احساس درد و ناراحتی در گیاهان در اثر بیماریها از نظر انسان مکتوم است، لیکن نحوه ایجاد و توسعه بیماری در گیاهان و جانوران تقریباً مشابه بوده و معمولاً به همان اندازه پیچیده و بغرنج است.
💡 این آزمون در مواردی به کار میرود که بتوان شی نامعلومی را به وسیلهٔ علایم ذاتی آن شناسایی کرد. همچنین جزء مباحثات بغرنج دربارهٔ اینکه هر چیزی الزاماً آنطور که به نظر میرسد نیست نیز بهشمار میرود.
💡 این آزمایش در ژوئیه سال ۱۹۶۱ و درست سه ماه بعد از شروع دادگاه آدولف آیشمان، سرهنگ نازی، به انجام رسید. میلگرام آزمایشش را جهت پاسخ به این سؤال بغرنج طراحی کرده بود که آیا آیشمان و میلیونها آلمانی دیگر که مسبب هولوکاست بودند همگی گناهکار بودهاند یا اینکه شهروندان عادی تنها از دستورها پیروی میکردند.