واژه «افقی» در زبان فارسی به معنای مربوط به افق، در راستای افق یا به صورت موازی با سطح زمین است و برای توصیف وضعیتی به کار میرود که در آن یک شیء یا خط، به جای قرار گرفتن عمودی، در حالت خوابیده و گسترده قرار دارد. این واژه از «افق» گرفته شده است که به خط دید انسان در برخورد آسمان و زمین گفته میشود و در نتیجه «افقی» چیزی را نشان میدهد که در امتداد همان خط دید یا همراستا با زمین باشد. در کاربرد علمی، بهویژه در هندسه و فیزیک، خط افقی خطی است که با سطح زمین زاویه ۹۰ درجه ندارد و کاملاً در راستای چپ و راست امتداد پیدا میکند. در مقابل آن، حالت عمودی قرار دارد که به جهت بالا و پایین اشاره میکند. در زندگی روزمره نیز وقتی گفته میشود یک سطح یا جسم افقی است، منظور این است که آن جسم صاف، گسترده و بدون شیب به سمت بالا یا پایین قرار گرفته است. این واژه در معماری، نقشهکشی، طراحی و مهندسی کاربرد فراوان دارد و برای توصیف جهت قرارگیری اجسام و سازهها استفاده میشود. همچنین در معنای مجازی، این کلمه میتواند به گستردگی یا توسعه در یک سطح همعرض اشاره داشته باشد، مانند توسعه افقی در سازمانها که به معنای گسترش در همان سطح و نه در ارتفاع است. این واژه به دلیل سادگی و کاربرد گسترده، در علوم مختلف و گفتار روزمره بسیار استفاده میشود. بنابراین، این کلمه به معنای هر چیزی است که در راستای افق، موازی با زمین و در جهت گسترده و همسطح قرار دارد.
افقي
لغت نامه دهخدا
افقی. [ اُ ف ُ] ( ص نسبی ) نسبت است به افق، مقابل عمودی. آنچه در افق باشد. که عمودی نیست. متوازی. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). آنکه از آفاق زمین باشد. ( از اقرب الموارد ).
- خط افقی؛ مقابل خط عمودی. خط موازی با سطح آب ساکن.
|| هر که در زمین برای کسب معیشت رود. اَفَقی. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). اَفّاق. ( منتهی الارب ). آنکه در نواحی زمین رود برای کسب معیشت. ( یادداشت مؤلف ).
افقی. [ اَ ف َ قی ی ] ( ع ص نسبی ) اَفّاق. اُفُقی. هرکه در نواحی زمین رود برای کسب معیشت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
فرهنگ معین
(اُ فُ ) (ص نسب. ) موازی، منسوب به افق. خط راست موازی سطح زمین.
فرهنگ عمید
ویژگی چیزی که موازی افق و سطح زمین باشد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) خطی موازی زمین و خط افق مقابل عمودی.
افاق. هر که در نواحی زمین رود برای کسب معیشت.
دانشنامه آزاد فارسی
اُفُقی (horizontal)
موازی با صفحۀ افق، عمود بر امتداد شاغول. افقی بودن صفحه را در عمل با استفاده از تراز می آزمایند. تیله ای که روی یک میز افقی قرار دارد نمی غلتد، مگر آن که فشاری به آن وارد شود. روی صفحۀ کاغذ، خطوط افقی به موازات بالای صفحه رسم می شوند.
ویکی واژه
orizzontale
موازی، منسوب به اف
خط راست موازی سطح زمین.