استیجاب
استیجاب در زبان فارسی به معنای شایسته شدن یا مستحق شدن چیزی است. این واژه اغلب در متون رسمی و حقوقی به کار میرود و میتواند در قالب مصدر به کار رود. به عنوان مثال، میتوان گفت «استیجاب درخواستها در نظر گرفته شد». این مفهوم به نوعی به ضرورت و لزوم توجه به خواستهها و نیازها اشاره دارد و بیانگر این است که برخی امور به دلیل شرایط خاص، واجب یا لازم میشوند. در واقع، استیجاب نشاندهنده این است که یک وضعیت یا درخواست به دلیل ویژگیها و شرایط خود باید مورد توجه و اقدام قرار گیرد. این واژه در زمینههای مختلفی مانند قانون، سیاست و مدیریت به کار میرود و اهمیت آن در تأکید بر ضرورت پاسخگویی به نیازها و خواستههای افراد و جامعه است.
مترادفها
استجابت، پاسخ، پذیرش
متضادها
امتناع، رد، انکار
لغت نامه دهخدا
استیجاب. [اِ ] ( ع مص ) سزاوار شدن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( وطواط ). مستحق و سزاوار شدن چیزی را. استحقاق.
فرهنگ معین
(اِ ) [ ع. ] (مص ل. ) سزاوار شدن، واجب و لازم دانستن امری یا چیزی.
فرهنگ عمید
سزاوار و مستحق شدن برای کاری یا چیزی.
فرهنگ فارسی
واجب ولازم دانستن امری یاچیزی، سزاوارشدن، سزاوارومستحق شدن چیزی را
( مصدر ) سزاوارشدن مستحق گردیدن چیزی را.
ویکی واژه
سزاوار شدن، واجب و لازم دانستن امری یا چیزی.
جمله سازی با استیجاب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در متون تخصصی فقهی و حقوقی، بحث استیجاب به معنای پذیرش و پاسخگویی به یک تکلیف یا درخواست از سوی مکلف در شرایط و قالبهای مشخص است.
💡 میزان استیجاب جامعه نسبت به سیاستهای جدید اقتصادی میتواند تعیینکننده موفقیت یا شکست برنامههای توسعهای باشد که توسط دولتهای مختلف برای کشور اجرا میشوند.
💡 برای رسیدن به یک توافق پایدار و ماندگار، لازم است طرفین گفتگو با روحیه استیجاب و پذیرش نظرات یکدیگر، به سمت یافتن راهحلهای مشترک حرکت کنند.