استنبه

لغت نامه دهخدا

استنبه. [ اِ تَم ْ ب َ / ب ِ ] ( ص ) چیزی زشت و کریه. ستنبه. ( انجمن آرا ). چیزی درشت و ناتراشیده:
صحبت عام آتش و پنبه ست
زشت نام و تباه و استنبه ست.سنائی.|| صورتی باشد بغایت کریه منظر که طبع از دیدنش رمان و هراسان گردد. || مردم دلیر و صاحب قوت و قوی بازو. || ( اِ ) سنگینی را نیز گویند که در خواب بر مردم افتد و بعربی کابوس خوانند. || دیو، مقابل پری. ( برهان ). و رجوع به ستنبه شود.

فرهنگ معین

(اِ تَ بِ ) ۱ - (ص. ) زشت، کریه. ۲ - (اِ. ) کابوس. ۳ - دیو.

فرهنگ فارسی

ستنبه: زشت، درشت، ستبر، قوی، دلیر، دیو، به معنی کابوس هم گفته شده
۱ - ( صفت ) زشت کریه درشت و ناتراشیده. ۲ - ( اسم ) صورتی بغایت کریه منظر. ۳ - کابوس بختک. ۴ - دیو. ۵ - ( صفت ) دلیر صاحب قوت.

ویکی واژه

زشت، کریه.
کابوس.
د

جمله سازی با استنبه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صحبت عام آتش و پنبه است زشت نام و تباه و استنبه است

دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز