بزدل. [ ب ُ دِ ] ( ص مرکب ) ترسان. نامرد. بیدل. ( آنندراج ). جبان. ترسو. ( ناظم الاطباء ). کم دل. کم جرأت. آهودل. اشتردل. بددل. کبک زهره. کلنگ دل. گاودل. گاوزهره. مرغ دل. ( یادداشت بخط دهخدا ). نامرد.بیدل. سیماب دل. اشتردل. ( مجموعه مترادفات ص 351 ).
(بُ. دِ ) (ص مر. ) ترسو، جبان.
ترسو، کم جرئت.
کنایه ازترسووکم جرات
( صفت ) ترسو جبان.
بزدل (فیلم ۱۹۶۵). بزدل ( به بنگالی: Kapurush ) فیلمی محصول سال ۱۹۶۵ و به کارگردانی ساتیاجیت رای است. در این فیلم بازیگرانی همچون سومیترا چاترجی، مادهبی موکرجی، هاردهان باندوپادهی ایفای نقش کرده اند.
ترسو، جبان.
بُ دِ
ترسو، بددل، جبن
💡 تئودور میلون ادعا کرد که چهار زیرگروه سادیسم وجود دارد که وی آنها را سادیسم تقویتکننده، سادیسم انفجاری، سادیسم بزدلانه و سادیسم استبدادی نامگذاری کرد.
💡 افلاطون گفت: عشق نیروئی غریزی است که از وسوسه های خواستن و سایه های خیال عاید صورت طبیعی گردد. و دلیران را بزدلی آرد و بزدلان را دلیر کند و هر انسانی را خویی بخشد، که عکس خوی او بود.
💡 به فاصله کوتاهی بعد از سپتامبر سیاه، ابونضال از طریق ایستگاه رادیویی اش به نام «صدای فلسطین» که از بغداد برنامه پخش میکرد، سازمان آزادیبخش فلسطین را به دلیل امضای قرارداد صلح با ملک حسین به بزدلی متهم کرد. ابونضال به ناجی علوش و ابوداوود (رهبر سازمان سپتامبر سیاه که مسئول کشتار ۱۹۷۲ در مونیخ بود) پیوست و به تغییراتی در سازمان فتح و انتقام گیری علیه ملک حسین فراخوان داد.
💡 برخی گفتگوهای فیلم مثالزدنیاند: «هر وقت دلت بخواهد، میتونی بری و خودت رو به کشتن بدی، ولی چهل سال دیگه گلهای دور قبر من هم به قشنگی گلهای دور قبر توئه، و هیچکس یادش نمیآد که من بزدل بودم و تو مثل یه احمق مردی».
💡 انگشت نمای خلق، در بزدلیم مومو سرگنده نیم چون شیر سرپشکلیم مومو
💡 «من از مطالعاتم به این نتیجه رسیدهام که در تاریخ قدرتهای مادی که تلاش میکردند در درون قلعهها پناه بگیرند، هرگز دوام پیدا نکردند؛ زیرا پرهیز از مبارزه و پناه بردن به قلعه، نشانه بزدلی و ناجوانمردی است. خداوند زمین را برای آن خلق نکردهاست که بزدلان و ناجوانمردان روی آن فرمانروایی کنند.