آتش‌زدن

مترادف‌ها

آتش گرفتن، سوزاندن

لغت نامه دهخدا

( آتش زدن ) آتش زدن. [ ت َ زَدَ ] ( مص مرکب ) آتش اندرزدن. سوزانیدن:
بفرمود تا آتش اندرزدند
همه شهر توران بهم برزدند.فردوسی.- آتش زدن در مالی؛ بگزاف صرف کردن آن، و یا فروختن آن بثمن بخس.
- آتش زدن کسی را؛ او را خشمگین کردن.
- موی کسی را آتش زده بودن؛ درست بوقت رسیدن او.

فرهنگ فارسی

( آتش زدن ) ( مصدر ) موجب افروختن آتش در چیزی شدن سوزانیدن.
سوزانیدن

ویکی واژه

سوزاندن. اگر من می‌بودم زنده‌زنده آتششان می‌زدم. «میرزا حبیب»

جمله سازی با آتش‌زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آتش‌زدن کنسولگری ایران در نجف مجموعه حمله‌هایی است که اولین‌بار در تاریخ ۲۷ نوامبر ۲۰۱۹ ضد هیئت نمایندگی ایران در نجف رخ داد و در ۱ دسامبر و ۳ دسامبر تکرار شد. حمله توسط عراقیان معترض به دخالت‌های سیاسی نظامی ایران در عراق صورت گرفت. در جریان این حمله کنسولگری در آتش سوخت و پرچم ایران پائین کشیده و به جای آن پرچم عراق قرار داده شد. ایرنا اعلام کرده‌است که دیپلمات‌های ایرانی اندکی پیش از حمله از داخل کنسولگری منتقل شده‌اند. این سومین حمله در نوع خود بود که عراقیان معترض ضد کنسولگری ایران در نجف انجام دادند.

💡 هیچ‌کس بر شمع در آتش‌زدن رحمی نکرد از ازل بر حال ما می‌گرید استعداد ما

💡 حادثه ناگهانی آتش‌زدن یک ساختمان قدیمی در مرکز شهر، باعث شد تا ساکنان آن منطقه برای مدتی طولانی با مشکلات جدی در محل زندگی خود مواجه شوند.

💡 پیشگیری از آتش‌زدن در محیط‌های صنعتی با استفاده از سیستم‌های اعلام حریق هوشمند و رعایت دقیق استانداردهای ایمنی، یکی از وظایف اصلی مدیران کارخانه است.

💡 کارشناسان آتش‌نشانی پس از مهار کامل شعله‌ها، شروع به بررسی علت اصلی آتش‌زدن کردند تا از تکرار چنین حوادث ناگواری در آینده جلوگیری به عمل آید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران