انتهاک

مترادف‌ها

هتک، بی‌حرمتی، تجاوز، نقض

متضادها

احترام، تکریم، رعایت

لغت نامه دهخدا

انتهاک. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) ترنجیده و لاغر ساختن تب، یقال: انتهکته الحمی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || زشت و آلوده کردن ناموس کسی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). آبروی کسی را شکستن و احترامش را بردن. ( از اقرب الموارد ). حرمت کسی بشکستن. ( مصادر زوزنی ). || زشت و آلوده شدن، یقال: انتهک الرجل الحرمة فانتهک الحرمة ( مجهولاً ). ( ناظم الاطباء ). || همه شیر پستان ناقه دوشیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). همه شیر پستان ماده شتر را دوشیدن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) ترنجیده و لاغر ساختن تب. ۲ - زشت و آلوده شدن. ۳ - (مص م. ) دریدن پردة ناموس کسی.

فرهنگ عمید

آلوده کردن ناموس کسی، دریدن پردۀ ناموس کسی.

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) ترنجیده و لاغر ساختن تب. ۲ - زشت و آلوده شدن. ۳ - ( مصدر ) زشت و آلوده کردن ناموس کسی را دریدن پرد. ناموس کسی را.

ویکی واژه

ترنجیده و لاغر ساختن تب.
زشت و آلوده شدن.
دریدن پردة ناموس کسی.

جمله سازی با انتهاک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 حرمه الرحمن أضحت فی انتهاک و انتهاک أحسن الله عزاک

💡 آری درند پرده ی شرع رسول خویش قومی که بیم و باک ندارند از انتهاک

💡 برده دل ها در ید آن شوخ چشم مست را اری چه باک از انتهاک

💡 و اسباب عداوت ارادی پنج چیز بود: تنازع در ملک و، تنازع در مرتبه و، تنازع در رغایب و، اقدام بر شهواتی که موجب انتهاک حرم بود و، اختلاف آرا. و طریق توقی از هر صنفی احتراز از سبب آن صنف بود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران