اشيا

لغت نامه دهخدا

اشیا. [ اَش ْ ] ( ع اِ ) صورتی از اشیاء ج ِ شی است که در فارسی شاعران همزه آخر آنرا بضرورت وزن یا قافیه کردن با کلمه های مختوم به الف حذف کنند:
مجوی از وحدت محضش برون از ذات او چیزی
که او عامست و ماهیات خاص اندر همه اشیا.ناصرخسرو.اگرچه بیعدد اشیا همی بینی در این عالم
ز خاک و باد و آب و آتش از کانی و از دریا.ناصرخسرو.ازبهر وجود تو که سرمایه اشیاست
نشگفت که در خانه نشانند عدم را.انوری.فلک ز جور تو سازد لطیفهای وجود
مگر که منبعجود تو مصدر اشیاست ؟انوری.آنچه در کونست زاشیا وآنچه هست
وانما جان را بهر حالت که هست.مولوی.و رجوع به اشیاء و شی شود.

فرهنگ عمید

= شیء

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع شئ چیزها.
صورتی از اشیائ جمع شئ است که در فارسی شاعران همزه آخر آنرا بضرورت وزن یا قافیه کردن با کلمه های مختوم به الف حذف کنند.

جمله سازی با اشيا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فدراسيون جهانی فوتبال، باردیگر درخواست فدراسيون فوتبال ایران برای شرکت تيم ملی فوتبال دختران این کشور در مسابقات فوتبال المپيک نوجوانان در سنگاپور را رد کرد. اين مخالفت در پی ديدار علی کفاشيان، رئيس فدراسيون فوتبال ايران، با رئيس و دبيرکل فيفا اعلام شد.رادیو فردا

با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز