آدم زاده

مترادف‌ها

انسان، آدم، بشر

متضادها

حیوان، غیرانسان

لغت نامه دهخدا

( آدمزاده ) آدمزاده. [ دَ دَ / دِ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) آدمیزاد. آدمیزاده. فرزند آدم ابوالبشر. انسان:
آخر آدمزاده ای ای ناخلف
چند پنداری تو پستی را شرف ؟مولوی.

ویکی واژه

آدم‌زاده
آدمیزاده. آدمیزاد. در اصداف اشخاص آدم‌زادگان دُر آن دریا بیابی. «روزبهان»

جمله سازی با آدم زاده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هر دمی از صحن سینه برجهد همچو آدم زاده‌ای بی‌مرد و زن

💡 صورتش گرچه ز آدم زاده معنیش اصل وجود ا فتاده

💡 ز آدم زاده ام، مانند آدم همیشه در فغان و در حنینم

💡 گر پری زادیم شب جمعیت پریان بود ور ز آدم زاده‌ایم آن باده با آدم خوریم

💡 گر بصورت من ز آدم زاده‌ام من به معنی جد جد افتاده‌ام

💡 گر آدم زاده این نکته دریاب بیاموز از ملایک عقل و آداب

💡 در افسانه‌های قدیمی، هر آدم زاده‌ای باید با گذشتن از آزمون‌های سخت زندگی، قدرت و خرد خود را برای رسیدن به هدف نهایی و صلح درونی ثابت کند.

💡 هیچ آدم زاده‌ای در این دنیای بزرگ و پیچیده نیست که از سختی‌ها و چالش‌های ناگهانی زندگی کاملاً در امان باشد یا هرگز دچار غم و اندوه نشود.

💡 بزرگی و انسانیت واقعی زمانی معنا پیدا می‌کند که هر آدم زاده‌ای بتواند در برابر ناملایمات زندگی با صبر و حوصله و با اخلاق نیک رفتار کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران