دارافزین، که گاهی دارآفرین یا دارفزین هم گفته میشود، در معماری سنتی ایران به حفاظ یا نردهای گفته میشود که جلوی ایوان، پنجره، تخت یا لبه بام نصب میشود تا برای تکیه دادن یا محافظت کاربرد داشته باشد. این سازه ممکن است چوبی یا فلزی باشد و هم جنبهٔ کاربردی و هم زیباییشناختی دارد. دارافزین گاهی به معنای تکیهگاه هم به کار میرود و جایی برای تکیه دادن در لبه تخت یا صفه فراهم میکند. در برخی متون، این واژه به پنجره کوچک هم اشاره کرده است. با واژگانی مانند داربزین و دارابزین هممعنی است و در اصل به نوعی حصار یا محجر اطلاق میشود. کاربرد اصلی آن حفاظت از افراد یا اشیاست و در عین حال به تزئین فضا کمک میکند. طراحی دارافزین میتواند ساده یا دارای نقشهای تزئینی باشد و بیانگر دقت و سلیقه معماران سنتی است. این نرده یا حفاظ امکان نشستن یا تکیه دادن را در مکانهای مختلف فراهم میآورد. دارافزین بخشی از فرهنگ معماری ایرانی است که ترکیبی از کارکرد عملی و زیبایی را ارائه میدهد. اهمیت آن در ایجاد امنیت، نظم و زیبایی فضای داخلی و بیرونی ساختمانها مشهود است.
دارافزین
لغت نامه دهخدا
دارافزین. [ رْ اَ ] ( اِ ) دارآفرین. تکیه گاه و محجر تخت و صفه و بام و تکیه گاه مطلق. ( انجمن آرا ). دارابزین:
بخیره چشمی سوراخهای دارافزین
بسرخ رویی دیوارهای آتشدان.روحانی سمرقندی.رجوع به دارآفرین شود.
فرهنگ معین
(اَ ) (اِ. ) = داربزین. داروزین: ۱ - نرده ای که جلو اتاق یا ایوان درست کنند. ۲ - تکیه گاه، طارمی.
فرهنگ عمید
۱. پناهگاه.
۲. تکیه گاه.
۳. نرده، تارم.
۴. سکو.
۵. تارمی که جلو اتاق یا ایوان درست کنند.
۶. تکیه گاه تخت.
ویکی واژه
داربزین. داروزین:
نردهای که جلو اتاق یا ایوان درست کنند.
تکیه گاه، طارمی.
جمله سازی با دارافزین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امیر، رضی اللّه عنه، از باغ محمودی بدین کوشک تو باز آمد و درین صفّه بر تخت زرّین بنشست روز سهشنبه بیست و یکم شعبان، تاج بر زبر کلاهش بود بداشته و قبا پوشیده دیبای لعل بزر، چنانکه جامه اندکی پیدا بود. و گرد بر گرد دارافزینها غلامان خاصّگی بودند با جامههای سقلاطون و بغدادی و سپاهانی و کلاههای دو شاخ و کمرهای زر و معالیق و عمودها از زر بدست.