حوضخانه
مترادفها
حوض، استخر
لغت نامه دهخدا
حوضخانه. [ ح َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مصغر ) زیرزمین و در آن حوضی برای سکونت تابستان. خانه تابستانی که در آن حوض باشد و بیشتر با فواره. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
فرهنگ معین
(حُ. نِ یا نَ ) [ ع - فا. ] (اِمر. ) زیرزمین خانه که در آن حوض باشد.
فرهنگ عمید
اتاق و جایی در زیر ساختمان که دارای حوض باشد.
فرهنگ فارسی
(اسم ) زیرزمین خانه که در آن حوض باشد.
جمله سازی با حوضخانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در آغاز بنا بود کتابخانه در همان محل حوضخانه به صورت رسمی افتتاح شود، اما این کار به دلیل پیشآمدها و موانع مختلف و نیز فترتهای بین دورههای قانونگذاری انجام نگرفت. مؤتمنالملک رئیس مجلس نیز با افتتاح کتابخانه در آن فضای کوچک مخالفت میورزید و معتقد بود که باید نخست محل مناسبی برای کتابخانه در نظر گرفته شود.
💡 در باغهای ایرانی، برای ایجاد محیطی آرام، خنک و پرسایه، چارهای جز احداث جویهای آب در طول تمام باغ نبودهاست و معمولاً این جویها در تقاطعها به حوضچه تبدیل میشدند. آب از جویها که اغلب از حوضخانه عمارت باغ آغاز و در فاصلههای منظم با استفاده از شیب طبیعی زمین با تکرار آبشارها به داخل حوضچهها روان میشد.
💡 ز حد بگذشت ازین حوضم فسانه کنون ماومی و این حوضخانه