حسناء

لغت نامه دهخدا

حسناء. [ ح َ] ( ع ص ) زیبا ( زن... ). زن جمیله. ( غیاث ). تأنیث حسن. زن خوب. رجوع به نجیب شود. ج، حِسان:
گردان بسان کفچه ای گردن بسان خفجه ای
و اندر شکمشان بچه ای حسناء مثل الجاریه.منوچهری.زهری عسل نوش عجوزه ای در جلوه حسنائی پرنیان پوش. ( تاریخ بیهقی ).
و گاه حسنا بی مّدبکار برند:
خانه چون خلد است و من چون آدمم زیرا مرا
حور گندم گون حسنا دادی احسنت ای ملک.خاقانی.

فرهنگ معین

(حَ ) [ ع. ] (ص. ) مؤنث حَسَن، زن خوب روی.

دانشنامه عمومی

حسناء (شاعر). حسناء حریم یحیی برمکی و شاعربانوی عراقی در دوره اول عباسی بود. در نیمهٔ دوم سدهٔ سوم هجری می زیست و در شعرگویی ظریف وصف شده است.

ویکی واژه

مؤنث حَسَن، زن خوب روی.

جمله سازی با حسناء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گوش شیطان کر، که بانو هست حسناء ولود همچو من سوداویئی چون منع آن حسناکند

💡 و ملک ازان تناول می‌فرمود و به محاورت او موانستی می‌یافت و به جمال او چشم روشن می‌گردانید. قال علیه السلام: النظر الی المراة الحسناء یزید فی البصر.

💡 «نور یتلألأ و ریحانة تهتزّ و نهر یطّرد و زوجة حسناء جمیلة فی نضرة و نعمة و سلامة، فی اقامة ابدا»

💡 گردان بسان کفچه‌ای، گردن بسان خفچه‌ای واندر شکمشان بچه‌ای، حسناء مثل الجاریه

حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز