«بومهن» واژهای است که در متون قدیمی فارسی به معنای زمین لرزه یا زلزله به کار رفته است. این کلمه مرکب از «بوم» به معنای زمین و «هن» به معنای لرزه یا حرکت است و به مفهوم حرکت ناگهانی زمین اشاره دارد. در آثار ادبی و اشعار کهن فارسی، از «بومهن» برای توصیف زمین لرزه استفاده شده است.
علاوه بر معنای زمین لرزه، در جغرافیای معاصر ایران، بومهن نام شهری در شهرستان پردیس، استان تهران است. این شهر در شرق تهران واقع شده و براساس سرشماری سال ۱۳۹۵، جمعیتی حدود ۷۹٬۰۳۴ نفر دارد و مردم آن به زبانهای ترکی، فارسی و بخشی مازندرانی صحبت میکنند. بومهن دارای امکانات ورزشی، آموزشی و پارکهای متعددی است و موقعیت ترانزیتی و نزدیکی به مناطق صنعتی، اهمیت آن را افزایش داده است.
بومهن. [ م َ هََ / هََ ] ( اِ ) زمین لرزه باشد که بعربی، زلزله خوانند. زمین لرزه باشد. ( برهان ). زمین لرزه و آنرا بعربی زلزله گویند. و از این لغت معلوم میشود هن، بمعنی لرزه است. چه بوم، بمعنی زمین است. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). زلزله. ( رشیدی ) ( صحاح الفرس ) ( جهانگیری ). زمین لرزه. ( اوبهی ). «بومهن » از «بومهن »، زمین لرزه. اشپیگل در کتاب «عصر آریایی ص 68» کلمه را مرکب از بوم ( زمین ) + مثنه ( حرکت ) دانسته یعنی حرکت زمین. از فرهنگ شاهنامه. ( از حاشیه برهان چ معین ):
یکی بومهن خیزد از ناگهان
بر و بومشان پاک گردد نهان.فردوسی.برآمد یکی بومهن نیمشب
تو گفتی زمین دارد از لرزه تب.اسدی.پر از بومهن شد سراسر جهان
ستاره هویدا و گردون نهان.اسدی.از پریزت چنان بلرزد کوه
که زمین بومهن بلرزاند.علی فرقدی.|| روده گوسفندی را گویند که از سرگین پاک نکرده باشند. ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
بومهن. [ م ِ هَِ ] ( اِخ ) یا بومهند. دهی از دهستان سیاهرود است که در بخش افجه شهرستان تهران واقع است و 588 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1 ).
(مَ هَ ) ( اِ. ) زمین لرزه، زلزله.
زلزله، زمین لرزه: برآمد یکی بومهن نیم شب / تو گفتی زمین دارد از لرزه تب (اسدی: ۲۹۹ ).
( اسم ) زمین لرزه زلزله
زمین لرزه باشد که بعربی زلزله خوانند زمین لرزه باشد. زمین لرزه و آنرا بعربی زلزله گویند و از این لغت معلوم میشود هن بمعنی لرزه است.
بومِهِن، یکی از شهرهای شهرستان پردیس در شرق استان تهران است.
واژهٔ «بومهَن» به معنای زمین لرزه است. اشپیگل در کتاب عصر آریایی، ص ۶۸۸، کلمه را مرکب از «بوم» ( زمین ) + «مَثنه» ( حرکت ) دانسته؛ یعنی حرکت زمین.
( از فرهنگ شاهنامه، از حاشیهٔ برهان قاطع، به کوشش محمد معین ):
( شاهنامهٔ فردوسی ).
جمعیت این شهر براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن ( ۱۳۹۵ ) ایران برابر با ۷۹٬۰۳۴ نفر است.
زبان اغلب مردم این شهر ترکی و فارسی است. بخشی از مردم بومهن، گویشور زبان مازندرانی هستند.
بزرگ ترین مجموعهٔ ورزشی شهر بومهن، «مجموعهٔ ورزشی امام رضا» نام دارد. این شهر همچنین دارای یک ایستگاه زمینی ارتباطات ماهواره ای است. بومهن دارای چندین پارک از جمله پارک بهار، باغ چنار، برکت انقلاب، شقایق، دانشجو و شهرآباد می باشد. گسترش آموزشگاه های خصوصی، اقدام برای ساخت دانشگاه، مجاورت با مناطق صنعتی از یک سو همسایگی با استان مازندران و نقش ترانزیتی این منطقه از سوی دیگر بر اهمیت این شهر در شرق پایتخت افزوده است.
بومِهِن
آرامگاه سلطان مطهر
شهری در شرق شهرستان تهران و مرکز اداری بخش بومِهِن. با ارتفاع ۱,۷۱۰ متر، در منطقه ای کوهستانی، در ۳۸کیلومتری شرق شمالی تهران، سر راه تهران به دماوند و تهران به آمل، قرار دارد. رودخانۀ ایرا از کنار این شهر می گذرد. اقلیم این شهر معتدلِ مایل به سرد و از نظر بارندگی جزو نواحی خشک است. جمعیت آن ۴۳,۰۰۴ نفر است (۱۳۸۵).
زمین لرزه، زلزله.
↑ معنی بومهن در لغتنامه دهخدا.
💡 ژاپن روئینه تن کرده قبا پیرهن تاخت بر او بومهن ساخت بلادش خراب
💡 چون نهد در رزمگه پا خصم را در بنای هستی افتد بومهن
💡 برآمد یکی بومهن نیم شب تو گفتی زمین دارد از لرزه تب
💡 اخگر فشانده برق بهر بام بامداد اندر فکنده رعد بهر بوم بومهن