( بادآورده ) بادآورده. [ وَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) آنچه بادبا خود آورد. آب آورده. بادآورد. خودرو:
باغبان بیرون کن این گستاخ بادآورده را
خوش نمی آید بگل این های های عندلیب.صائب ( از آنندراج ).|| مالی که بی تحمل رنجی بدست آید.
- امثال:
بادآورده را باد می برد: که بادآورده را بادش برد باز، نظیر: هر آنچه آسان یافتی آسان دهی. ( مولوی از امثال و حکم دهخدا ).
بر باد رود هر آنچه از باد آید. رجوع به بادآورد شود.
( باد آورده ) (وَ دِ ) (اِمر. ) چیزی که بدون رنج به دست آمده باشد.
( بادآورده ) آنچه باد آن را بیاورد، [مجاز] چیزی که مفت و بی زحمت به دست آید.
( باد آورده ) ( اسم ) ۱ - آنچه را که باد حمل کرده اکثر باد آورد. ۲- چیزی که آسان بدست آمده باشد باد آورده را باد می برد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دماغ من پر است از بوی آن گل، کس چه میداند که در ویرانهٔ خود، گنج بادآوردهای دارم
💡 «مثل» یا «ضربالمثل» گفتاری کوتاه و شایع است که معمولاً در قالب بیانی کلیشهای مطرح شده به دلیل ایجاز کلام و غنی بودن مفهوم آن، با استقبال عامه مواجه میشود و مردم در گفتگوها، مجادلهها و اندرزهایشان از آن استفاده میکنند، مانند: «بادآورده را باد میبرد».
💡 جلد هنری آلبومهای ئیسیام در دو کتاب آستینهای خواهش و نور بادآورده توسط ناشران لارس مولر منتشر شدهاست.
💡 گر نسیم آورد واعظ بوی زلف پرخمش رایگان از کف مده این گنج بادآورده را
💡 باغبان بیرون کن این گستاخ بادآورده را خوش نمیآید به گل این هایهای عندلیب