لغت نامه دهخدا
اضاعه. [ اِ ع َ ] ( ع مص ) ضایع کردن. ( مؤید الفضلا )( تاج المصادر بیهقی ). رجوع به اضاعة و اضاعت شود.
اضاعه. [ اِ ع َ ] ( ع مص ) ضایع کردن. ( مؤید الفضلا )( تاج المصادر بیهقی ). رجوع به اضاعة و اضاعت شود.
(اِ عِ ) [ ع. اضاعة ] نک اضاعت.
۱. ضایع کردن، تلف کردن، تباه ساختن.
۲. ناچیز کردن.
۳. بسیار شدن ضیاع کسی، بسیار شدن آب و زمین کسی.
اضاعت: ضایع کردن، تلف کردن، تباه ساختن، ناچیزکردن، بسیارشدن ضیاع کسی، افزون شدن ضیعت شخص، بسیارشدن آب وزمین کسی
( مصدر ) ۱ - ضایع کردن تباه ساختن تلف کردن: اضاعت اموال. ۲ - تیمار نکردن بی تیمار گذاشتن.
ضایع کردن.
اضاعة نک اضاعت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حیراء ترصدنی سباعُ سغبُ رصد الخذول اضاعها قوّامها
💡 قوله تعالی: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اسم غنیّ من اطاعه اغناه و من خالفه اضاعه و اقماه، اسم عزیز من وافقه رقّاه الی الرّتبة العلیاء، و من خالفه القاه فی المحنة الکبری.