اشکره. [ اِ ک َ رَ / رِ ] ( اِ ) هر مرغ شکاری از اقسام باز و باشه و غیر آنها:
اشکره را از پی جوق کلنگ
هست چو آویزش قصاب چنگ.امیرخسرو.شِکره مخفف اشکره است. ( فرهنگ نظام ). طایر شکاری که آنرا شکره گویند. ( غیاث ). مرغی شکاری که آنرا پیغو خوانند. ( التفهیم ). مرغان شکاری را گویند مطلقاً و بعضی گویند مرغی است شکاری از جنس باشه لیکن از باشه کوچکتر بود و آنرا پیغو خوانند. ( برهان ). مرغان شکاری. ( انجمن آرا ). مرغ شکاری که آنرا شکره نیز گویند. ( آنندراج ): چاو گنجشک که از اشکره گریزد او بانگ همی کند آواز او را چاو خوانند و گویند همی چاود. ( لغت نامه اسدی ). و زینت پادشاهان ساخت از اسپان برنشستن و بارها بر چهارپایان نهادن و اشکره ها از بهر نخجیر بدست آوردن. ( فارسنامه ابن البلخی ص 28 ). خادمی باشه بر دست داشت، آن باشه بخواست و بر دست نشاند، در آن میان از دهن خیو بینداخت... عبداﷲ خطیب... نعلین برداشت و آن خادم رانعلینی چند بر گردن زد و گفت شما ملک زادگان را چنین می پرورید کز ایشان این بی ادبی می آید که اشکره بر دست دارند و خیو اندازند! ( نوروزنامه ).
(اِ کَ رِ ) نک شکره.
۱. شکاری، شکارکننده.
۲. (اسم ) هر مرغ شکاری، مانند باز و باشه.
شکره: شکاری، شکارکننده، هرمرغ شکاری مانندبازوباشه
( اسم ) هر مرغ شکاری مانند باز باشه و غیره.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً» ای اشکره علی نعمته العظیمة حیث عرفک انّه لیس له ولد و انّه لا شریک له «وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیٌّ مِنَ الذُّلِّ» لم یقل لا ولیّ له بل له الاولیاء و لکن لا یعتزّ بهم بل هم الّذین یصیرون بعبادته اعزّة، «وَ کَبِّرْهُ تَکْبِیراً» بان تعلم انّک تصل الیه به لا بتکبیرک.
💡 «ذِکْرُ رَحْمَتِ رَبِّکَ عَبْدَهُ زَکَرِیَّا» اینت نثار رحمت خداوند بر بنده خویش، اینت غایت لطف و کمال و کرم که نمود بمهربانی خویش، رحمتی که گمان بوی راه نبرد، لطفی که اندیشه در وی نرسد، رحمتی عطائی بفضل الهی، بعنایت ربانی، نه بعبادت و کسب بندگی، هر چند بنده بمعصیت میکوشد، او جلّ جلاله بستر خود میپوشد و از فضیحت میکوشد، و نعمت خود بر وی میریزد. اینست که آن پیر طریقت گفته: اصبحت و فی من نعم اللَّه ما لا احصیه من کثرة ما اعصیه، فلا ادری علی ما ذا اشکره، علی جمیل ما یسرّ او علی قبیح ما ستر.