اسگالش
لغت نامه دهخدا
اسگالش. [ اِ ل ِ ] ( اِمص ) اسم اسگالیدن. سگالش. اندیشه. تفکر. فکر. خیال. ( برهان ):
او نمی خندد ز ذوق مالشت
او همی خندد بر آن اسگالشت.مولوی.|| اندیشه مند را نیز گفته اند که صاحب فکر و خیال باشد. ( برهان ). و ظاهراً این معنی بر اساسی نیست.
فرهنگ معین
(اِ لِ ) (حامص. ) اندیشه، فکر، تفکر.
فرهنگ عمید
= سگالیدن
فرهنگ فارسی
اندیشه فکر تفکر خیال.
ویکی واژه
اندیشه، فکر، ت
جمله سازی با اسگالش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او نمیخندد ز ذوق مالشت او همیخندد بر آن اسگالشت