لغت نامه دهخدا
( آلاییدن ) آلاییدن. [ دَ] ( مص ) در بعض فرهنگها بدان معنی ِ آلودن داده اند.
( آلاییدن ) آلاییدن. [ دَ] ( مص ) در بعض فرهنگها بدان معنی ِ آلودن داده اند.
( آلاییدن ) (دَ ) (مص م. ) آلودن.
( آلاییدن ) = آلودن
( آلاییدن ) ( مصدر ) ( آلایید آلاید خواهد آلایید بیالای آلاینده آلاییده ) آلودن
آلوده کردن، آلودن. آنچه برای عوام است با آرد میالایم. «میرزاحبیب»
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در نیمهرسانای ذاتی تعداد حفره و الکترون برابر است، در صورتی که در نیمهرسانای غیر ذاتی چنین نیست. نیمه رسانای غیر ذاتی با آلاییدن نیمهرسانای چهار ظرفیتی با یک عنصر سه یا پنج ظرفیتی پدید میآید. نیمهرساناهای غیر ذاتی به دو دسته تقسیم میشوند.
💡 در نیمرسانای ذاتی تعداد حفره و الکترون برابر است، در صورتی که در نیمرسانای غیرذاتی چنین نیست. نیمرسانای غیرذاتی با آلاییدن نیمرسانای چهارظرفیتی با یک عنصر سه یا پنج ظرفیتی پدید میآید. نیمرساناهای غیرذاتی به دودسته تقسیم میشوند.