شخصی کردن

مترادف‌ها

شخصی‌سازی کردن، فردی کردن

متضادها

عمومی کردن

فرهنگستان زبان و ادب

{personalize} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] گزیدن و پالایش کردن اطلاعات برای یک فرد با استفاده از اطلاعات شخصی وی و سپس نظرخواهی از او

ویکی واژه

گزیدن و پالایش کردن اطلاعات برای یک فرد با استفاده از اطلاعات شخصی وی و سپس نظرخواهی از او.

جمله سازی با شخصی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 جان من با تو توان نسبت شخصی کردن که سرا پای وجودش همه از روح بود

💡 در بازاریابی مدرن، شخصی کردن تجربه‌ی مشتری از طریق تحلیل داده‌های رفتاری، یکی از کلیدی‌ترین روش‌ها برای افزایش وفاداری کاربران به برند است.

💡 مدیر عامل شرکت تاکید داشت که برای افزایش بهره‌وری، باید فرآیندهای اداری را به گونه‌ای تغییر داد که امکان شخصی کردن خدمات برای هر مشتری وجود داشته باشد.

💡 شخصی کردن تنظیمات نرم‌افزار در گوشی‌های هوشمند، به کاربران اجازه می‌دهد تا محیط کاربری را دقیقاً مطابق با سلیقه و نیاز خود تنظیم کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران