شازه
لغت نامه دهخدا
( شأزة ) شأزة. [ ش َءْ زَ ] ( ع اِ ) مرة. ( اقرب الموارد ). || ( ص ) خیل شأزة؛ اسبان فربه. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
شازه. [ زَ / زِ ] ( اِ ) مصحف شاره. در صحاح الفرس در لغت شاره گوید و بروایتی شازه. و این تصحیف است چون درقصیده ناصرخسرو و نیز در شعر منجیک در قافیه آمده است. رجوع به شاره شود.
فرهنگ فارسی
مره یا خیل شازه
ویکی واژه
شازّه
عنوانی تحقیرآمیز تلویحا برای افراد متشخص؛ یا باصطلاح آقازاده. شازّه در گذشته به جای شاهزاده صرف میشد و حتما هم از نسل شاه نبودند، مانند شازهحسین که به معنی شاهزادهحسین است.
جمله سازی با شازه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شادی / شازه در گویش سورانی اربیلی در گویش اردلانی و کرمانجی شاهی یا شایی