سیرکردن

لغت نامه دهخدا

سیر کردن. [ س َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) راه رفتن. رفتن. طی کردن:
تا بدین هفت فلک سیر کند هفت اختر
همچنین هفت پدیدار بود هفت اورنگ.فرخی.روزی سیر کرد و قصد هرات داشت. ( تاریخ بیهقی ).
نگر تا قضا از کجا سیر کرد
که کوری بود تکیه بر غیر کرد.سعدی.

فرهنگ فارسی

۱ - معده کسی یا جانوری را از طعام و شراب کافی انباشتن. ۲ - بی نیاز کردن مستغنی کردن.
راه رفتن. رفتن. طی کردن

جمله سازی با سیرکردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تشنه چشمان را ز نعمت سیرکردن مشکل است دانه و آب آسیا رالب نبندد از خروش

💡 در قوانین کشورهای مختلف تفاوت‌های قابل توجهی وجود دارد. در دانمارک، آزادی سیرکردن در زمین‌های خصوصی محدودتر است. همه تپه‌ها، سواحل و همه جنگل‌های دولتی برای سیر کردن باز هستند. مناطق غیرقابل کشت و بدون حصار صرف نظر از این‌که در مالکیت چه کسی قرار دارند، برای سیرکردن در طول روز باز اند. جنگل‌های خصوصی تنها از طریق جاده‌ها و مسیرها قابل دسترس هستند.

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز