سیاه چادر

لغت نامه دهخدا

سیاه چادر. [ دُ ] ( اِ مرکب ) خیمه و خانه مردم صحرانشین. ( ناظم الاطباء ). چادرهای ایلی.

فرهنگ معین

(دُ ) (اِمر. ) چادر سیاه، خیمه هایی تیره رنگ که صحرانشینان و دامداران در صحرا برای خود برپا می کنند. سیاه خیمه و سیاه خانه نیز می گویند.

فرهنگ عمید

خیمه های تیره رنگ که صحرا نشینان و دامداران در صحرا برای خود برپا می کنند، سیاه خیمه، سیاه خانه، سیه خانه، چادر سیاه.

فرهنگ فارسی

( صفت ) خیمه های سیاه رنگ که کولیان و صحرا نشینان در دشت و صحرا برای سکونت بر پا کنند سیاه خانه.

ویکی واژه

چادر سیاه، خیمه‌هایی تیره رنگ که صحرانشینان و دامداران در صحرا برای خود برپا می‌کنند. سیاه خیمه و سیاه خانه نیز می‌گویند.

جمله سازی با سیاه چادر

💡 ای عصر، زرد خیمهٔ تزویر برفکن وی شب‌، سیاه چادر ِانصاف، برگشای

💡 خواهم ترا ز رشتهٔ جان ساختن طناب تا چون سیاه چادر برچیده دامنی

عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
عجوزه یعنی چه؟
عجوزه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز