سپندآسا
مترادفها
مقدس، پاک
لغت نامه دهخدا
( سپندآسا ) سپندآسا. [ س ِ پ َ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) سریع و تیز و شتاب. ( آنندراج ).
فرهنگ معین
( سپندآسا ) ( ~. ) (ص مر. ) سریع، چالاک.
فرهنگ عمید
( سپندآسا ) چست وچالاک، تیز و سریع.
فرهنگ فارسی
( سپند آسا ) ۱ - تیز سریع. ۲ - چست چالاک.
سریع و تیز و شتاب
ویکی واژه
سریع، چالاک.
جمله سازی با سپندآسا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کدامین شمع را دیدی سپندآسا درین وادی که بی تاب از مزار بیقراران برنمی خیزد؟
💡 از آن آتش طبیعت چون رهم سالم سپندآسا که از حد برده خوی تند او بیاعتدالی را
💡 یاد حسن شعلهناک آتشافروز دلت بیتو در چشمم سپندآسا سیاهی میتپد
💡 ندارد حاصلی جز سوختن، تخم امید من سپندآسا در آتش می فشانم، دانهٔ خود را
💡 دوش بر دوش اثر تا خلوت دلها شدم شب که پروازم سپندآسا به بال ناله بود
💡 سپندآسا به رقص آوردهای ذرات عالم را بنازم عشق، هی، خوش گرمی افسانهای داری