لغت نامه دهخدا
ستودنی. [ س ُ / س ِ دَ / دِ ] ( ص لیاقت ) آنچه لایق ستودن باشد. آنچه درخور ستایش باشد.
ستودنی. [ س ُ / س ِ دَ / دِ ] ( ص لیاقت ) آنچه لایق ستودن باشد. آنچه درخور ستایش باشد.
آنچه لایق ستودن باشد آنچه در خور ستایش باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نرتیو انتقادی ماگلن در برخورد با پدیدهٔ انحصار در نرمافزار و سایر خطراتی که جامعهٔ نرمافزار آزاد بهطور خاص و شهروندان جامعهٔ جهانی با آن روبرو هستند ستودنی است.
💡 «وَ هُدُوا إِلَی الطَّیِّبِ مِنَ الْقَوْلِ» راه نمودند ایشان را بآن سخن پاک، «وَ هُدُوا إِلی صِراطِ الْحَمِیدِ» (۲۴) و راه نمودند ایشان را براه خداوند ستوده ستودنی.
💡 و اللَّه خود را در قران هفده جای حمید خواند و حمید ستودنی است و ستوده. و معنی حمید در نامهای او آنست که او را البته نام نتوان برد و نشان نتوان داد و سخن نتوان گفت مگر بستایش. قال بعضهم: «الحمد اسم الفردانیّة لا یوصف الا بالمجد و لا ینسب الیه الّا الشکر و لا یتکلّم فیه و لا یسمّی الا بالمدح».