سال گردش

مترادف‌ها

سال، چرخه، دوره

لغت نامه دهخدا

سال گردش. [ گ َ دِ ] ( اِ مرکب ) عبارت از شروع شدن سال نو از جلوس. ( آنندراج ). شروع سال نو از جلوس پادشاه. ( استینگاس ص 642 ): و آن ساعت که شمس بدرجه اعتدال ربیعی رسید وقت سال گردش در آن سرای بتخت نشست و تاج بر سر نهاد. ( فارسنامه ابن البلخی ص 32 ).
دین مبارک سال گردش کرده ایام ترا
جشن نوروزی به پیروزی و بهروزی زنان.امیر معزی ( از آنندراج ).در پیش گوش او سر زلفش حجاب بود
برداشت او حجاب سر زلف تابدار
تا بی حجاب شعر من آمد بگوش او
در جشن سال گردش سلطان روزگار.امیرمعزی ( از آنندراج ).

فرهنگ معین

(گَ دِ ) (اِمص. ) گردش سال، تحویل سال.

فرهنگ عمید

گردش سال، تجدید سال، شروع شدن سال نو.

فرهنگ فارسی

( اسم ) گردش سال [[ تحویل سال: و طالع نگاه داشت و آن سال که شمس بدرجه اعتدال ربیعی رسید وقت سال گردش در آن سرای بتخت نشست ]].

ویکی واژه

گردش سال، تحویل سال.

جمله سازی با سال گردش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در شهریور ۹۸ در فهرست میراث ملی ایران ثبت گردید که در طول سال گردشگران و زیادی از جمله داخلی و خارجی جذب میکند و یکی از مسیر های مورد علاقه کوهنوردان تیم های طبیعتگردی میباشد آبشاری است در انتهای روستای سنگان، در فاصلهٔ حدود ۲۰ کیلومتری شمال غرب تهران و در دامنه‌های قلهٔ پهنه‌حصار.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران