فرهنگ معین
( زیورآلات ) ( ~. ) (اِمر. ) مجموعة آن چه که برای زیباتر شدن به خویشتن می آویزند.
( زیورآلات ) ( ~. ) (اِمر. ) مجموعة آن چه که برای زیباتر شدن به خویشتن می آویزند.
مجموعه آنچه که برای زیباتر شدن به خویشتن میآویزند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ساخت پیکرهها از جنس زر و نقره و مفرغ به شیوه ریختهگری در دوره اشکانی از رونق ویژهای برخوردار شد و زیورآلات مرصع با سنگهای قسمتی با همان شیوهٔ هخامنشی ادامه یافت. در این دوره به دلیل هجوم اسکندر آثار هنری مهمّی در دست نیست و به سبب هرج و مرج و کمتوجّهی پارتیان اولیه به هنر، تنها در اواخر این دوره ساخت آثار قلمزنی رو به رشد نهاد.
💡 عقیق بهدلیل استحکام بسیار بالا و مقاومت آن و عدم واکنش با مواد شیمیایی، در برخی صنایع مورد استفاده است. در تولید برخی از تجهیزات سنجش و اندازهگیری دقیق آزمایشگاهی، ساخت هاونهای آزمایشگاهی و در ساخت ابزارهای مورد استفاده در صنایع چرمکاری، از عقیق استفاده میشود. عقیق همچنین در ساخت جواهرات و زیورآلاتی چون سنجاق سینه، گردنبند، انگشتر و در ساخت مهر و تیله مورد استفاده است.