زیرپیراهنی

مترادف‌ها

زیرپوش

لغت نامه دهخدا

زیرپیراهنی. [ هََ ] ( ص نسبی، اِ مرکب ) زیرپیرهنی. زیرپیراهن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ) ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) جامه نازکی که در زیر پیراهن و روی بدن پوشند عرقگیر.

جمله سازی با زیرپیراهنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است می‌توان به آناتومی یک قتل، پیک‌نیک، ماجرای پوزیدون، شریر، شریر، عملیات زیرپیراهنی زنانه و مردی با سگ شکاری اشاره کرد.

💡 او قبل از پوشیدن پیراهن رسمی خود، حتماً یک زیرپیراهنی نخی و سبک می‌پوشد تا از جذب عرق و کثیف شدن لباس اصلی جلوگیری کند.

💡 در فصل‌های بسیار سرد سال، پوشیدن یک زیرپیراهنی گرم و پشمی زیر لباس‌های اصلی می‌تواند به حفظ دمای بدن و جلوگیری از سرما کمک کند.

💡 هنگام خرید لباس‌های مردانه، باید به کیفیت و راحتی پارچه زیرپیراهنی نیز توجه کرد تا در طول روز باعث ایجاد حساسیت پوستی نشود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران