زخم آتش

مترادف‌ها

سوختگی

فرهنگستان زبان و ادب

زخم آتش
{fire wound} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] آسیب یا زخم تازه یا درحال ترمیم در لایۀ زایندۀ گیاهان چوبی

ویکی واژه

آسیب یا زخم تازه یا درحال‌ترمیم در لایۀ زایندۀ گیاهان چوبی.

جمله سازی با زخم آتش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کمیتت اندر تک گنبدیست اندر دور حسامت اندر زخم آتشی است اندر تاب

💡 ز خنجر به زخم آتش آرد همی ز گرز گران کوه بارد همی

💡 زدش بر گلو کام و مغزش بدوخت ز پیکان به زخم آتش اندرفروخت

💡 ز دندان به زخم آتش افروختی درخت و گیاها همی سوختی

💡 شاعر با توصیف زخم آتش در قلب خود، سعی داشت عمق رنج و دردی را که از فراق یار می‌کشید، نشان دهد.

💡 پس از حادثه سوختگی شدید، پزشک تلاش کرد تا با داروهای مخصوص، درمان زخم آتش را روی پوست آسیب‌دیده آغاز کند.

💡 آن زخم آتش که بر تن جنگجو باقی مانده بود، یادآور نبردی سخت و خونین بود که او در گذشته تجربه کرده بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران