زبرجدی

لغت نامه دهخدا

زبرجدی. [ زَ ب َ ج َ ] ( ص نسبی ) ( در عربی با تشدید باء ) منسوب به زبرجد. || رنگ سبز مایل به زردی. شبیه برنگ زبرجد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به زبرجدین شود.

فرهنگ عمید

۱. رنگ سبز مایل به زرد.
۲. (صفت نسبی ) به رنگ زبرجد، دارای چنین رنگی.
۳. (صفت نسبی ) آراسته به زبرجد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به زبرجد: از زبرجد زبرجدی.

دانشنامه عمومی

زبرجدی ( نام علمی: Topaza ) نام یک سرده از زیرخانواده مگس مرغیان است.
• زبرجدی زرشکی ( Topaza pella ) — ( کارل لینه, ۱۷۵۸ )
• زبرجدی آتشین ( Topaza pyra ) — جان گولد, ۱۸۴۶

جمله سازی با زبرجدی

💡 مه طلعتان پرده سرای زبرجدی از رخ گشوده پرده ی گلریز سبزکار

💡 صد گردنک زبرجدین دیدی بر یک تن خرد نرگس بری

💡 ساقی بیا که به ز خودی عشق و بی خودی در ده شراب لعل ز جام زبرجدی

💡 بر سقف زبرجدی که رفتی زان خوبتر آمدی که رفتی

💡 چشم خجسته را مژه زرد و میان سیاه پرده زبرجدین و عقیقین رمد بود

💡 این قبه زبرجدی از نه بده رسد از بس که از محیط رود بر فلک غبار

نام اور یعنی چه؟
نام اور یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز