زابرا
فرهنگ معین
(بِ ) (ص. ) = زابه راه. زاو را: ۱ - گرفتار، دچار دردسر، درمانده. ۲ - آواره. ۳ - سرگردان، معطل.
ویکی واژه
زابه راه. زاو را:
گرفتار، دچار دردسر، درمانده.
آواره.
سرگردان، معطل.
جمله سازی با زابرا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به بر و احسان زابرار برتری دارد ببرگ و بار بدانسان که طوبی از اشجار
💡 چو دل ربودی ازابرام من ملول مشو که درمعامله درویش سخت کوش بود
💡 هر زمانم از تو چیزی آرزوست ای شکر چونی زابرام مگس
💡 بویژه یزد کز الطاف یزدان گشت چون باوی بسان کعبه زابراهیمی از خیلش معظم شد
💡 آدمی تلخ عیش از ظالمان ترش روی همچو شیرینی زابرام مگس آسوده نیست
💡 زابرا حیوان بسیار زیبایی است که با داشتن الگوهای سیاه و سفید بسیار خاص بر روی پوست خود، در طبیعت توانایی استتار فوقالعادهای دارد.
💡 کودکان در مدرسه با تماشای تصاویر بسیار رنگارنگ زابرا، یاد میگیرند که این حیوان از خانواده اسبسانان و در قاره آفریقا زندگی میکند.
💡 حرکت بسیار سریع زابرا در دشتهای وسیع، نشاندهنده قدرت و چابکی این گونه از جانوران در مواجهه با شکارچیان وحشی در طبیعت است.