زائیدن

مترادف‌ها

زاییدن، وضع کردن

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ( زایید زاید خواهد زایید بزای زاینده زایان زاییده زایش ) ۱ - ( مصدر ) زاییده شدن تولد یافتن. ۲ - ( مصدر ) بچه آوردن تولید مثل کردن.

ویکی واژه

partorire

جمله سازی با زائیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چون دوبار است شرط زائیدن یک ز مادر یک از خود ای پر فن

💡 چون شرر زائیدن و مردم بیکدم می شود هر که خود را بسته قید گرانباری ندید

💡 مادر با صبر و حوصله تمام، پس از ماه‌ها انتظار، موفق به زائیدن نوزادی سالم و زیبا شد که تمام خانواده را غرق در شادی و خوشحالی کرد.

💡 گیاهانی که در شرایط آب و هوایی خاص رشد می‌کنند، معمولاً در فصل بهار با سرعت بیشتری شروع به زائیدن جوانه‌های تازه و سبز خود می‌کنند.

💡 در برخی متون ادبی قدیمی، از واژه زائیدن برای توصیف تولید میوه و محصولات کشاورزی در فصل برداشت استفاده می‌شد تا باروری زمین را نشان دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران