سریشیدن

مترادف‌ها

چسبناک شدن

لغت نامه دهخدا

سریشیدن. [ س ِ دَ ] ( مص ) سرشتن. خمیر کردن آرد و مانند آن. ( آنندراج ).

فرهنگ معین

(س دَ ) (مص م. ) نک سرشتن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ( سرشت سرشد خواهد سرشت بسرش سرشنده سرشته ) ۱ - مخلوط کردن آغشته کردن. ۲ - خمیر کردن. ۳ - خلق کردن آفریدن.

ویکی واژه

نک سرشتن.

جمله سازی با سریشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 با ریختن مقدار زیادی چسب مخصوص روی سطح چوبی، باعث شد که تمام قطعات به سرعت به یکدیگر بچسبند و در نهایت به شدت سریشیدن.

💡 سطح میز پس از ریختن شیرینی به دلیل کثیفی زیاد و ماندن مواد قندی، بسیار چسبناک شده و شروع به سریشیدن و کثیف شدن کرد.

💡 هنگام کار با مواد شیمیایی غلیظ و چسبناک، باید بسیار مراقب بود زیرا این مواد می‌توانند به راحتی روی دست‌ها سریشیدن و پاک کردنشان سخت شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران