روغناس

لغت نامه دهخدا

روغناس. ( اِ ) رویناس و روناس. ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از برهان ) ( از شعوری ج 2 ورق 24 ). روناس. رُنّاس. روین. فُوَة. عروق حُمر. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به روناس و رویناس شود.

فرهنگ معین

(رُ ) (اِ. ) نک روناس.

فرهنگ عمید

= روناس

ویکی واژه

نک روناس.

جمله سازی با روغناس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از راه روغناس شده آب آتشی آتش شده ز عشق هوا هم در این فضا

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران