روشن قیاس
مترادفها
قیاس روشن، شباهت آشکار
لغت نامه دهخدا
روشن قیاس. [ رَ / رُو ش َ ق َ ] ( ص مرکب ) روشن رای. کنایه از کسی که فکر صحیح و تدبیر صائب داشته باشد. ( آنندراج ). کنایه از صاحب فراست. ( انجمن آرا ) ( از برهان ). زیرک و تیزفهم و بافراست. ( ناظم الاطباء ):
نکوسیرتش دید و روشن قیاس
سخن سنج و مقدار مردم شناس.سعدی.
فرهنگ معین
( ~. ) [ فا - ع. ] (ص مر. ) تیزفهم، زیرک.
فرهنگ عمید
زیرک، تیزفهم، بافراست.
فرهنگ فارسی
( صفت ) صاحب فراست
روشن رای. کنایه از کسی که فکر صحیح و تدبیر صائب داشته باشد.
ویکی واژه
تیزفهم، زیرک.
جمله سازی با روشن قیاس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نکو سیرتش دید و روشن قیاس سخن سنج و مقدار مردم شناس
💡 استدلال او به گونهای بود که از طریق یک تحلیل روشن قیاس، توانست تمام شک و تردیدهای حاضران را در مورد صحت نظریهاش برطرف سازد.
💡 در مباحث منطقی، وقتی نتیجه از مقدمات به صورت روشن قیاس قابل درک باشد، بر پذیرش آن توسط مخاطبان و شنوندگان تأکیدی دوچندان میشود.
💡 با توجه به شواهد موجود در صحنه جرم، استنتاج پلیس به شکلی روشن قیاس بود و به راحتی میتوانست به عامل اصلی این جنایت برسد.