رشاقت

لغت نامه دهخدا

رشاقت. [ رَ ق َ ] ( از ع، اِمص ) خوش قد و بالایی. باریک اندامی و نیکوقدی. خوش قد و بالا شدن. زیبایی در بالا و قد. خوش قد و قامتی. ( یادداشت مؤلف ). نیکوقد شدن. ( غیاث اللغات از منتخب اللغات ). و رجوع به رشاقة شود.
رشاقة. [ رَ ق َ ] ( ع مص ) نیکو و باریک قد شدن. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( از دهار ) ( از اقرب الموارد ). نیکوبالا شدن. ( مصادر اللغه زوزنی ).
رشاقة. [ رِ ق َ ] ( ع اِ ) اسمی است از رشیق. ( از اقرب الموارد ). رجوع به رشیق شود.

فرهنگ معین

(رَ قَ ) [ ع. رشاقة ] (مص ل. ) نیک اندام بودن.

فرهنگ عمید

۱. نیک اندام شدن.
۲. خوش قدوقامت بودن.

فرهنگ فارسی

نیک اندام شدن، خوش قدوقامت بودن، نیکواندامی
۱ - ( مصدر ) نیک قد و قامت بودن نیکو و باریک قد شدن. ۲ - ( اسم ) نیک اندامی.

ویکی واژه

رشاقة
نیک اندام بودن.

جمله سازی با رشاقت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بیانش‌کز رشاقت پایه بر جوزا و عیوقش کلامش‌کز براعت طعنه بر بیضا و پروینش

💡 هرچه کلک تو نگارد ز رشاقت افصح زده اقوال تو از خمکده وحی قدح

💡 در اشعار بلاغت بس بود اشعار شیوایش در اثبات رشاقت بس بود ابیات رنگینش

ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
کوس یعنی چه؟
کوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز