رثاء

مترادف‌ها

مرثیه، سوگ، نوحه

متضادها

مدح

لغت نامه دهخدا

( رثآء ) رثآء. [ رَآ ] ( ع ص ) نعجة رثآء؛ نعت است ازرُث ْء، به معنی سیاهی سپیدی آمیخته. ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

(رَ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) گریستن بر مرده. ۲ - سوک سرود، شعر گفتن برای مرده با تأسف و اندوه. ۳ - (اِمص. ) مرده ستایی، مویه گری.

ویکی واژه

گریستن بر مرده.
سوک سرود، شعر گفتن برای مرده با تأسف و اندوه.
مرده ستایی، مویه گ

جمله سازی با رثاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عمرو، بسال صد و چهل و چهار در بازگشت از سفر مکه، بجائی که آن را مران می نامیدند،درگذشت. و منصور وی را این چنین رثاء گفت:

💡 شاعر در این قصیده سوزناک، به رثاء آن قهرمان بزرگ پرداخته و با کلمات پر از احساس، یاد و خاطره او را برای همیشه زنده نگه داشته است.

💡 سبک رثاء در ادبیات کلاسیک فارسی دارای قواعد و ویژگی‌های خاصی است که شاعر را ملزم به استفاده از استعاره‌های عمیق و غم‌انگیز می‌کند.

💡 مراسم سوگواری با خواندن اشعار رثاء، فضایی از تسلی و آرامش برای بازماندگان فراهم می‌آورد تا بتوانند با فقدان بزرگ خود در این دنیا کنار بیایند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران