مرده ستایی

لغت نامه دهخدا

مرده ستایی. [ م ُ دَ / دِ س ِ ] ( حامص مرکب ) رثاء. مرثیت. مرثیه گوئی. مرثیه سرائی. عمل مرده ستای:
خبر ندارد از کار شاعری چیزی
جز اینکه مرده ستائی کند نه جای و به جای.سوزنی.رجوع به مرده ستای شود.

فرهنگ فارسی

مرثیه گوی

جمله سازی با مرده ستایی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شاید که تو شکر گویی از وی زیبد که تواش همی ستایی

💡 وگرنه با تمام خود ستایی چو حیوان لگد افکن چرایی

💡 اگر خاری نیفتد در ره نطق بیاموزم به بلبل گل ستایی

💡 ملتزم عزتست ورتبه فزایی عین جلالست و ذوالجلال ستایی

💡 چو مهری زین فزونتر آزمایی سخنهای مرا آنگه ستایی

💡 باشد به از آن که همنشین خود را در پیش ستایی وز پس بدگویی

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز