فرهنگ معین
(عَ ) [ ع. ] (ص مر. ) خردمند، دارندة عقل، بخرد، ج. ذوی العقول.
(عَ ) [ ع. ] (ص مر. ) خردمند، دارندة عقل، بخرد، ج. ذوی العقول.
صاحب عقل خداوند خرد بخرد جمع: ذوی العقول.
خردمند، دارندة عقل، بخرد؛
ذوی العقول.
💡 غذی عقل عالمان حلمست جامهٔ جان زیرکان علمست
💡 به بال کاغذی عقل میپرم صائب در آن چمن که سمندر کباب میگردد