دگرگشت
مترادفها
دگرگونی، تحول
متضادها
ثبات، پایداری
ویکی واژه
[degæɾgæʃt]، /دِگَرگَشت/
مجموعه تغییرات ترکیبی و تخریبی در موجودات زنده. دگرگشت شامل دو مرحله فروگشت و فراگشت است. متابولیسم.
انقلاب
تحول بزرگ
جمله سازی با دگرگشت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به برهانی دگرگشتی تو خستو که باشد خاک ساکن در تکاپو
💡 نخستین مرجع مستند در مورد دگرگشت یا سوخت و ساز بدن توسط ابن نفیس در سال ۱۲۶۰ میلادی در «الرساله الکاملیه فی السیرة النبویه» نوشته شدهاست.
💡 او و جورج ولز بیدل، بخشی از جایزه نوبل فیزیولوژی و پزشکی سال ۱۹۵۸ را، به خاطر نشان دادن چگونگی عمل ژن در فرایند دگرگشت و ارائه نظریه یک ژن ـ یک آنزیم به خود اختصاص دادند. نیم دیگر این جایزه را جاشوا لیدربرگ به خود اختصاص داد. وی به همراه دانشجوی خود نشان داد که باکتری اشریشیا کلای میتواند از طریق یه اشتراک گذاشتن ژن، نوترکیبی انجام دهد.
💡 گلسنگها، بهراستی اشکال تخصیصیافتهای از زندگی انگلی هستند زیرا در این رابطه ممکن است جلبک اصلاً سودی نبرد زیرا قارچ بسیار سریعتر رشد میکند. شواهد مفصلی وجود دارد که قارچها با دگرگشت (سوختوساز) دیواره جلبک یا سیانوباکترها مقابله میکنند بهطوریکه قندها ترشح شده اما بسپاری (پلیمری) شدن قندها متوقف میشود. گلسنگ، نمونه یکی از انواع همزیستیهایی است که اجباری خوانده میشوند.
💡 امروز باز شکل دگرگشت یار من یادی نکرد از من و از روزگار من
💡 دگرگشت عظیم در ساختارهای اجتماعی پس از انقلابهای صنعتی، باعث شد تا سبک زندگی انسانها و نحوه تعامل آنها با طبیعت به کلی تغییر کند.
💡 در فرآیند تکامل موجودات زنده، دگرگشتهای بیولوژیکی بسیار مهمی رخ میدهد که آنها را با شرایط محیطی جدید و سخت برای بقا سازگار میکند.
💡 تحولات تکنولوژیک اخیر باعث دگرگشت بنیادین در شیوه ارتباطات انسانی شده و مرزهای میان دنیای واقعی و دنیای مجازی را بیش از پیش کم کرده است.