لغت نامه دهخدا
دولخ. [ ل َ ] ( اِ ) دولاخ. در تداول عامه گناباد. خراسان به معنی گرد و غبار است. ( یادداشت لغت نامه ).
دولخ. [ ل َ ] ( اِ ) دولاخ. در تداول عامه گناباد. خراسان به معنی گرد و غبار است. ( یادداشت لغت نامه ).
۱. گرد و غبار.
۲. توفان توٲم با گرد و خاک.
دولاخ. در تداول عام. گناباد خراسان به معنی گرد و غبار است.
دولخ (جمع دولخها)
وزش باد همراه با ذرات خاک
💡 دولختی دری شد به هم لخت شان در آن در شد آویزش سختشان
💡 جهان را به آمد شدن هر که هست دولختی دری دید لختی شکست