ادسم
لغت نامه دهخدا
ادسم. [ اَ س َ ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی از دَسم.چرب تر. || ( ص ) تیره گون. مؤنث: دَسماء.
فرهنگ فارسی
چرب تر تیره گون
جمله سازی با ادسم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زمخشرى در ربيع الابرار مى گويد: ابوهريره غذاى مضيره (يك نوع طعامى است كه باشير ترش تهيه مى شود) خيلى دوست داشت بر سر سفره معاويه مى رفت و آن غذا را مىخورد. هنگام نماز كه مى شد با على (ع ) نماز مى خواند وقتى به او اعتراض مى نمودند.جواب مى داد: (مضيرة معاوية ادسم و اطيب و الصلوة خلف علىافضل ) غذاى مضيره معاويه چرب تر و خوش بوتر است ولى نماز پشت سر على (ع )افضل است.(213)
💡 مضيرة معاوية ادسم و اطيب، و الصلوة خلف علىافضل : غذاى مضيره معاويه چربتر و خوشبوتر است، ولى نماز پشت سرعلى (عليه السلام ) بهتر مى باشد.(464)