دودگون
واژهی دودگون، ترکیبی زیبا از دود و پسوند گون به معنای مانند یا به رنگ، به معنای هر چیزی است که رنگی شبیه به دود دارد. این کلمه، با ارجاع به رنگ خاکستری تیره یا مایل به سیاه دود، برای توصیف اجسام، پدیدهها یا حتی حالات روحی به کار میرود که این طیف رنگی را تداعی میکنند. ریشههای این واژه را میتوان در ادبیات کهن فارسی و متون لغوی یافت، جایی که مترادفهایی چون دودی، دودرنگ، ادکن و دودفام نیز برای آن ذکر شدهاند. این تعدد واژگان نشاندهندهی اهمیت و کاربرد فراگیر این مفهوم در زبان فارسی برای بیان دقیقتر طیفهای رنگی مرتبط با تیرگی و ابهام است.
فراتر از معنای تحتاللفظی به رنگ دود، واژهی دودگون میتواند به صورت مجازی نیز به کار رود تا مفاهیمی عمیقتر را بیان کند. در ادبیات، این واژه میتواند به عنوان استعارهای برای تاریکی، ابهام، غم، یا حتی اندوه و کدورت استفاده شود. برای مثال، آسمان دودگون میتواند اشاره به آسمانی ابری و تیره داشته باشد که نوید باران یا طوفان میدهد، یا نگاهی دودگون میتواند حاکی از یأس، نگرانی یا حالتی مبهم و غیرقابل تشخیص باشد. این کاربردهای استعاری، غنای معنایی این واژه را افزایش داده و آن را به ابزاری قدرتمند در دست نویسندگان و شاعران تبدیل کرده است تا بتوانند احساسات و مناظر را با ظرافت بیشتری به تصویر بکشند.
مترادفها
دودی
لغت نامه دهخدا
دودگون. ( ص مرکب ) دودی. به رنگ دود. دودرنگ. ( یادداشت مؤلف ). ادکن. ( زمخشری ). دودفام. تیره. تار.
فرهنگ معین
(ص مر. ) تیره، تار.
فرهنگ عمید
به رنگ دود، دودی، تیره وتار.
فرهنگ فارسی
( صفت ) تیره تار.
ویکی واژه
تیره، تار.
جمله سازی با دودگون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بُدی دودگون روز بر دشت و راغ شب از دور درتافتی چون چراغ
💡 چنین گفت کان دودگون دراز نشسته بران ابلق سرفراز
💡 آسمان در آن روز ابری و دودگون بود، به طوری که خورشید به سختی از میان لایههای ضخیم ابرهای خاکستری میتابید و سایهای سنگین بر روی شهر انداخته بود.
💡 با نزدیک شدن به منطقه جنگلی سوخته، هوا به شدت دودگون شد و چشمهای عابرانی که در آن مسیر بودند، به دلیل غلظت بالای ذرات معلق دچار سوزش گردید.
💡 چشمهای او در آن لحظه بسیار خسته و دودگون به نظر میرسید، گویی که شبهای بیخوابی و خستگی مفرط توانایی درخشش همیشگی آن چشمان زیبا را از او گرفته بود.